معنی بیضنجان
8 بازدید
[ ضَ ] (معرب، اِ) معرب باذنجان. بادمجان. رجوع به دزی ج ۱ ص ۱۳۵ شود.
کلمات همقافیه با «بیضنجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر