معنی بیضتین
6 بازدید
[ بَ ضَ تَ ] (ع اِ) تثنیهٔ بیضة (در حالت نصبی و جری). دو خایه. دو تخم. (یادداشت مؤلف). رجوع به بیضة شود. || خصیتین. انثیین. تخمگان. هر دو خایه. دو خایهٔ مرد. دو گند. حسکلتان. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «بیضتین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر