معنی بیضبط
5 بازدید
[ ضَ ] (ص مرکب) بی ترتیب. بی نظام. (ناظم الاطباء). - بی ضبط و ربط؛ بدون نظم و ترتیب و اسلوب. || بی قید. لاابالی. || رند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بیضبط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بط» برای سرودن شعر