معنی بیضابطه
5 بازدید
[ بِ طَ / طِ ] (ص مرکب) (از: بی +ضابطه) بی ترتیب. بی قاعده. (ناظم الاطباء). رجوع به ضابطه شود.
کلمات همقافیه با «بیضابطه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طه» برای سرودن شعر