معنی بیصرفه
5 بازدید
[ صَ فَ / فِ ] (ص مرکب) (از: بی +صرفه) بی فایده. (ناظم الاطباء). بی سود. بی نفع. (آنندراج): این جنس بی صرفه است؛ بی سود است. و رجوع به صرفه شود. || بیهوده. || یاوه. بی معنی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بیصرفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر