معنی بیصدا
5 بازدید
[ صَ / صِ ] (ص مرکب) بی آواز. ساکت. (ناظم الاطباء). خاموش. آرام. بی هیاهو. رجوع به صدا شود. - بی صدا شدن؛ ساکت شدن. (ناظم الاطباء). خاموش ماندن.
کلمات همقافیه با «بیصدا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دا» برای سرودن شعر