معنی بیصاحبمانده
8 بازدید
[ حِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) نوعی نفرین. وامانده. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «بیصاحبمانده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر