معنی بیشگی
4 بازدید
[ شَ / شِ ] (ص نسبی) منسوب به بیشه. (یادداشت مؤلف): و گوشت مرغ آبی و بیشگی فضول بسیار دارد. (الابنیة عن حقایق الادویة). رجوع به بیشه شود.
کلمات همقافیه با «بیشگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر