معنی بیشهبند معینی
6 بازدید
[ شَ بَ دِ مُ ] (اِخ) دهی از دهات چهاردانگهٔ هزارجریب مازندران. (ترجمهٔ سفرنامهٔ رابینو ص ۱۲۳).
کلمات همقافیه با «بیشهبند معینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر