معنی بیشمع
6 بازدید
[ شَ ] (ص مرکب) (از: بی +شمع) تاریک. بی فروغ و روشنایی : محفل بی شمع را هیچ نباشد فروغ مجلس بی دوست را هیچ نباشد نظام. سعدی.
کلمات همقافیه با «بیشمع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مع» برای سرودن شعر