معنی بیشفقت
5 بازدید
[ شَ فَ قَ ] (ص مرکب) نامهربان. (ناظم الاطباء): بازگردید و توبه کنید تا از دست او نجات یابید و وی نزدیکست که ببلوغ رسد و سخت بی رحم و بی شفقت است. (قصص الانبیاء ص ۱۷۹). اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد. حافظ. رجوع به شفقت شود.
کلمات همقافیه با «بیشفقت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قت» برای سرودن شعر