معنی بیشعور
20 بازدید
[ شُ ] (ص مرکب) نادان و احمق. (آنندراج). نادان. بی عقل. بی ادراک. (ناظم الاطباء). رجوع به شعور شود.
کلمات همقافیه با «بیشعور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر