معنی بیشرف
32 بازدید
[ شَ رَ ] (ص مرکب) (از: بی + شرف) بی حرمت. بی آبرو. بی عرض. بی ناموس. (ناظم الاطباء). فرومایه. مایهٔ ننگ و عار. رجوع به شرف و ترکیبات آن شود.
کلمات همقافیه با «بیشرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر