معنی بیشة
6 بازدید
[ شَ ] (معرب، اِ) (از اسپانیایی) شرم مرد. آلت مرد. (از دزی ج ۱ ص ۱۳۵).[ شَ ] (اِخ) بیش. بئشة. وادیی است شیرناک به یمن. و این کلمهٔ فارسی را ابناء فارس بدانجا برده اند. (منتهی الارب). مأسده ای در راه یمامه. وادیی از اودیهٔ یمن. (از یادداشت مؤلف). رجوع به بیش شود.[ شَ ] (اِخ) موضعی است میان مکه و مصر. (از معجم البلدان).[ شَ ] (اِخ) از اعمال مکه پایین یمن. فاصلهٔ آن تا مکه پنج مرحله است. (از معجم البلدان).[ شَ ] (اِخ) از دیار بنی سلول و در آن بطنهایی از خثعم و هلال و سواءةبن عامربن صعصعة و سلول و عقیل و ضباب و قریش اند. (از معجم البلدان).[ شَ ] (اِخ) فرعی از قحطان از عسیر از قبائل حجاز. (از معجم قبائل العرب).[ شَ ] (اِخ) دهیست از دهستان طیبی گرمسیری بخش کهکیلویهٔ شهرستان بهبهان. ۳۰۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «بیشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر