معنی بیشبهت
5 بازدید
[ شُ هَ ] (ص مرکب، ق مرکب) (از: بی +شبهت، از شبهة «عربی») بی شک. بی تردید: و هر راز که ثالثی در آن محرم نشود هرآینه از اشاعت مصون ماند و باز آنکه بگوش سیمی رسید بی شبهت در افواه افتد. (کلیله و دمنه). اگر خار در چشم متهوری مستبد افتد و در بیرون آوردن آن غفلت بورزد... بی شبهت کور شود. (کلیله و دمنه). رجوع به شبهت شود. || حلال. بدون شبههٔ شرعی : در هر سفری ما را ازین بیارند تا صدقه که خواهیم کرد حلال بی شبهت باشد از این فرمائیم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۲۱).رجوع به شبهه شود.
کلمات همقافیه با «بیشبهت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هت» برای سرودن شعر