معنی بیشبها
6 بازدید
[ بی بَ ] (ص مرکب) پربها. (یادداشت مؤلف). مقابل کم بها. ثمین. قیمتی. غالی. پرقیمت. گران بها. (یادداشت مؤلف) (ناظم الاطباء). مقابل ارزان. مقابل رخیص : ده پاره یاقوت سرخ و ده تخت جامهٔ بیش بها... نزدیک وی فرستاد. (تاریخ سیستان). و اسپان و اشتران بیش بها. (تاریخ بیهقی). چون بها در گهر بیش بها هنر اندر گهرش تضمین است. ابوالفرج رونی. بحرم و کانم و چون بحر و چو کان حاصل من خلق را دُرّ ثمین و گهر بیش بهاست. مسعودسعد. هین که بمیدان حسن رخش درافکند یار بیش بهاتر ز جان نعل بهایی بیار.خاقانی. عروس عافیت آنگه قبول کرد مرا که عمر بیش بها دادمش به شیربها.خاقانی. او را خلعتی تمام بیش بها فرستاد. (منشآت خاقانی چ دانشگاه ص ۳۴۱ س ۲). یزدادی آورده است که در عهد اول برای اطلس و نسیج و عتابی بیش بها و انواع دیباج و بهایی به طبرستان آمدند. (تاریخ طبرستان).
کلمات همقافیه با «بیشبها»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ها» برای سرودن شعر