معنی بیشبالیغ
4 بازدید
(اِخ) (از: بیش یا بش «ترکی» بمعنی پنج +بالیغ یا بالق «ترکی-مغولی» بمعنی شهر یا قلعه که اغلب در جزء اسامی شهرها می آید) نام شهری بود در ختای مغربی از فرهنگ وصاف. (آنندراج). کرسی ایغور است و از آن رو که آن پنج محله داشته به بیش بالیغ معروف شده و از سمرقند تا بیش یک هفته راه کاروان است. (یادداشت مؤلف). پای تخت ایغورستان. (تاریخ جهانگشا ج ۱ ص ۲۱ به بعد). (ترکی: پنج محله) پایتخت و شهر عمدهٔ ترکان ایغور در شمال شرقی ترکستان شرقی. امروزه آنرا «ارومچی» گویند و در جنوب صحرای «دزونگاری» و دامنه های شرقی جبال «تیانشان» واقع است. (فرهنگ فارسی معین): محط رحال او و اولاد و لشکر او از سمرقند تا کنار بیش بالیغ بود. (جهانگشای جوینی). و از بیش بالیغ ایدی قوت با خیل خود و از المالیغ سقناق تکین با مردان که مرد حرب بودند بخدمت او پیوستند. (جهانگشای جوینی). و رجوع به بش بالق در دائرةالمعارف فارسی و بالق و تاریخ جهانگشا و تاریخ مغول عباس اقبال شود.
کلمات همقافیه با «بیشبالیغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یغ» برای سرودن شعر