معنی بیسیم
5 بازدید
(ص مرکب) (از: بی +سیم MMM نقرهٔ مسکوک) بی پول. (یادداشت مؤلف): عاشقان بی سیم را شب خوش که هرکه را این نسیم باید دست و دامن پرسیم شاید. (از مقامات حریری). || بدون سیم. بدون مفتول. (فرهنگ فارسی معین). مقابل باسیم. || (اِ مرکب) دستگاهی که بدون سیم امواج صوت را بمواضع دور انتقال دهد: تلگراف بیسیم. تلفن بیسیم. || بی سیم (ادارهٔ کل...) ایجاد بیسیم در آغاز دورهٔ رضاشاه بعهدهٔ وزارت جنگ محول شد و نخستین بنای بیسیم ایران در سال ۱۳۰۳ هـ . ش. به اتمام رسید و مدرسهٔ بی سیم کل قشون اوائل سال ۱۳۰۴ تأسیس گردید. از نیمهٔ سال ۱۳۰۴ نصب دستگاه فرستندهٔ ۲۰ کیلوواتی موج بلند و مرکز نیروی آن آغاز شد. قسمت گیرنده نیز در جوار پست فرستنده قرار گرفت. در فروردین ماه ۱۳۰۵ نصب دستگاه مزبور خاتمه یافت و آزمایشهای مقدماتی شروع و در ششم اردیبهشت ۱۳۰۵ دستگاه مزبور افتتاح شد. نصب دستگاههای بیسیم شهرهای تبریز، مشهد، شیراز، کرمان، خرمشهر، و کرمانشاه که در سال ۱۳۰۴ شروع شده بود در نیمهٔ سال ۱۳۰۵ خاتمه یافت. در دیماه ۱۳۰۵ کلیهٔ دستگاههای بی سیم تهران و شهرستانها با کارمندانی که برای ادارهٔ آنها تربیت شده بودند به اختیار وزارت پست و تلگراف گذاشته شدند. در آبانماه ۱۳۰۹ دستگاه گیرنده و موج کوتاه و در تیرماه ۱۳۳۶ هـ .ش . برای مکالمات با خارج از کشور فرستندهٔ ۲۰ کیلوواتی افتتاح شد. (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بیسیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر