معنی بیسوادی
5 بازدید
[ سَ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی بیسواد. عامی بودن. امی بودن. (یادداشت مؤلف). || کم مایگی در دانش و معلومات.
کلمات همقافیه با «بیسوادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر