معنی بیسعی
5 بازدید
[ سَ عْ یْ ] (ص مرکب) (از: بی + سعی) بی کوشش. بی پایمردی. بدون یاری و یاوری : شکر کن شکر خداوند جهان را که بداشت به تو ارزانی بی سعی کس این ملک قدیم. ابوحنیفهٔ اسکافی (از تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۹۰). رجوع به سعی شود.
کلمات همقافیه با «بیسعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر