معنی بیسری
7 بازدید
[ بَ سَ ری ی ] (ع اِ) یکی بیاسرة. گروهی در سند که ناخداها آنها را برای محاربه با دشمن نوکر دارند. (ناظم الاطباء). رجوع به بیاسرة شود.[ بَ سَ ] (اِخ) امیری بود در مصر و به او منسوب است قصر عالی که در قاهره است. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بیسری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر