معنی بیستی
4 بازدید
(ص نسبی، اِ) یک قسم پول سیاهی که سابقاً در ایران رایج بود و اکنون غیرمعمول است. (ناظم الاطباء). سکه ای است معروف به مقدار بیست درم. (آنندراج). مسکوک خشن مسینه و بزرگ و آن خمس صد دیناری یعنی بیست دینار و در دورهٔ فتحعلیشاه و محمدشاه و اوائل ناصرالدین شاه معمول بوده است. || (در تداول مشتی ها) بیست تومانی (اسکناس): یک بیستی مایه رفت. (یادداشت مؤلف).(اِخ) قریه ای از قریه های ری. (معجم البلدان).[ ] (ص نسبی) منسوب است به بیست که قریه ای است از قرای ری بگمان من. (از انساب سمعانی). و نیز رجوع به مرآت البلدان ج ۱ ص ۳۲۶ شود.
کلمات همقافیه با «بیستی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر