معنی بیستاره
5 بازدید
[ سِ رَ / رِ ] (ص مرکب) (از: بی + ستاره) بدون ستاره. (ناظم الاطباء). || کنایه از بداختر و بدطالع. (آنندراج). بدبخت و بی طالع. (ناظم الاطباء). رجوع به ستاره شود.
کلمات همقافیه با «بیستاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر