معنی بیسایه
5 بازدید
[ یَ / یِ ] (ص مرکب) (از: بی + سایه) که سایه ندارد. || سخت شتابان در رفتار: چنان بی سایه شد چونان بی آزرم که بر چشمش جهان تاری شد از شرم. (ویس و رامین). رجوع به سایه شود. || بی لطف و مهر.
کلمات همقافیه با «بیسایه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر