معنی بیسان
4 بازدید
[ بَ ] (اِخ) بیت شان. شهر فلسطین قدیم بر ملتقای دره های اردن و یزرعیل. در اوایل عصر مفرغ مسکون بود (حدود ۳۰۰۰ - ۲۰۰۰ ق.م.)، و بقایای فراوان از دورهٔ پیش از بنی اسرائیل دارد. در زمان حتی ها و در اوایل تاریخ مصر اهمیت داشت. مدتها بین کنعانیان و یهودیان متنازع فیه بود. تا آنکه سرانجام داود آن را تحت فرمان آورد و در ۶۵ ق. م. پومپیوس آنرا گرفت و بنام سکوتوپولیس از شهرهای عمدهٔ دکاپولیس گردید. شهر کنونی بیسان در حدود ۵۵۴۰ تن جمعیت دارد و در اسرائیل واقع است. (از دائرة المعارف فارسی).[ بَ ] (اِخ) دهی است به مروشاهجان. (منتهی الارب) (از مراصد الاطلاع).[ بَ ] (اِخ) دهی است در شام و از آن ده است قاضی عبدالوضیم بن علی. (منتهی الارب) (از مراصد الاطلاع).[ بَ ] (اِخ) موضعی است به یمامة بین بصره و واسط و آن را میسان نیز گویند. (از مراصدالاطلاع) (از منتهی الارب). رجوع به مرآت البلدان ج ۱ ص ۳۳۶، کامل ابن اثیر ج ۲ ص ۲۱۱، تاریخ سیستان ص ۷۳، مجمل التواریخ ص ۲۷۲ و معرب جوالیقی و العقد الفرید ج ۷ ص ۲۸۴ شود.
کلمات همقافیه با «بیسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر