معنی بیزنده
6 بازدید
[ زَ دَ / دِ ] (نف) نعت فاعلی از بیختن. (یادداشت مؤلف). که بیزد. کسی که چیزی را غربال کند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بیزنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر