معنی بیزحمت
6 بازدید
[ زَ مَ ] (ق مرکب) (از: بی + زحمت) بی رنج. بدون مشقت. || سهل. آسان. (فرهنگ فارسی معین). || لطفاً (در تداول عامه). این کلمه را بگاه خواهش چیزی در مقام ادب از کسی بکار برند.
کلمات همقافیه با «بیزحمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر