معنی بیزاور
5 بازدید
[ وَ ] (ص مرکب) (از: بی +زاور) بی پرستار. بی سرپرست. آنکه تیمار او ندارد. که کس تعهد کار او نکند: مگر بستگانند و بیچارگان و بی توشگانند و بیزاورا. ؟ (از لغت فرس اسدی).
کلمات همقافیه با «بیزاور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر