معنی بیزان
5 بازدید
(نف، ق) صفت بیان حالت از بیختن. در حال بیختن. (یادداشت مؤلف): ز رنگ روی مل بر خاک ریزان ز تاب موی گل بر باد بیزان. ؟ (از تاج المآثر).(ع اِ) جِ باز، بمعنی مرغ شکاری. (از منتهی الارب) (از یادداشت مؤلف). رجوع به باز شود.
کلمات همقافیه با «بیزان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر