معنی بیزاد
5 بازدید
(ص مرکب) (از: بی +زاد عربی) بی توشه. آنکه زاد ندارد. (یادداشت مؤلف): ارمال؛ بی زاد ماندن قوم. (تاج المصادر بیهقی).(ص مرکب) بی زاده. بی فرزند. بی نسل.
کلمات همقافیه با «بیزاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر