معنی بیر و بیکار
6 بازدید
[ رُ ] (ص مرکب، از اتباع) بیربیکار. بالتّمام بیکار: جوان بیر و بیکار نباید وقت بگذراند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «بیر و بیکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر