معنی بیریب
4 بازدید
[ رَ ] (ص مرکب) (از: بی +ریب) بی شک. بی شبهه. (ناظم الاطباء). رجوع به ریب شود.
کلمات همقافیه با «بیریب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر