معنی بیرون دویدن
7 بازدید
[ دَ دَ ] (مص مرکب) به خارج آمدن با سرعت. برون شدن: انبجاس، انفجار؛ بیرون دویدن آب. (یادداشت مؤلف). رجوع به دویدن شود.
کلمات همقافیه با «بیرون دویدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر