معنی بیرونسرا
6 بازدید
[ سَ ] (اِ مرکب) برون سرا. بیرون سرای. || زری که در غیر ضرابخانه سکه شده باشد. (از برهان) (از جهانگیری) (از رشیدی) (از انجمن آرا) (از ناظم الاطباء). آن را بیرونی نیز گویند. (آنندراج). برون سرا: به اول سینه با من همچو سیم پاک بنمودی به آخر امتحان کردم زر بیرون سرا بودی. نزاری. رجوع به برون سرا شود.
کلمات همقافیه با «بیرونسرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر