معنی بیرونروه
6 بازدید
[ رونْ رُ وَ / وِ ] (اِ مرکب) اسهال. شکم روش. تردد. اختلاف. (یادداشت مؤلف). پیچاک شکم. و رجوع به اسهال شود.
کلمات همقافیه با «بیرونروه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر