معنی بیرونبر
6 بازدید
[ بی بَ ] (نف مرکب) برنده به بیرون و خارج. بیرون برنده. || (اصطلاح بازاریان) مشتری که برای فروش در ده یا شهرهای کوچک متاع خرد و برد. (یادداشت مؤلف). || (اصطلاح بازاریان) آنکه مال التجاره صادر کند. (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «بیرونبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر