معنی بیره رفتن
4 بازدید
[ رَهْ رَ تَ ] (مص مرکب) بی راه رفتن. از راه غیرعادی رفتن. بیراهه رفتن : بفرمود پیران که بیره روید از ایدر سوی راه کوته روید.فردوسی.
کلمات همقافیه با «بیره رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر