معنی بیرنجی
5 بازدید
[ رَ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی بیرنج. بی آزاری. بی اذیتی. || بیزحمتی : به آسانی نیابی شادکامی به بیرنجی نیابی نیکنامی.(ویس و رامین). رجوع به بیرنج شود.
کلمات همقافیه با «بیرنجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر