معنی بیرانی
5 بازدید
(حامص) ویرانی. خراب. (یادداشت). و رجوع به ویرانی شود.(ص نسبی) منسوب است به بیران از قرای نسف. (از معجم البلدان).[ بَ ] (ص نسبی) منسوب به بیران از توابع اندلس. ابوحفص عمربن حسن بن عبدالرزاق بیرانی نفری از آنجاست. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «بیرانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر