معنی بید مجنون
8 بازدید
[ دِ مَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) قسمی از درخت بید که شاخه های آن سرنگون است. (ناظم الاطباء). بیدموله. بیدناز. قسمی بید که شاخهای بسوی زمین آویخته دارد. و در نواحی خشک و استپی ایران بهم رسد. (از یادداشت مؤلف). نوعی از بید است که برگهای باریک دارد و شاخهای نازک. (غیاث) (آنندراج). صفصاف رومی. غرب. (واژنامهٔ گیاهی ص ۱۶۱). بید معلق. گونه ای از بید معلق که در فلات ایران فراوان است و بیشتر از گونه های دیگر به آب نیازمند است. (جنگل شناسی ساعی ج ۱ ص ۱۹۴). بید نگون. بید سرنگون. وزک. ام الشعور. شعرالبنت. بید واله. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «بید مجنون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر