معنی بید بیدخشتی
7 بازدید
[ دِ بیدْ خِ ] (اِ مرکب) صفصاف مشقق. فوکا. فیک . این بید را من در طهران دیده ام در بهار در بعضی شاخهای کریه و پربرگ و پیچیدهٔ آن مَنّی روان پیدا میشود و بسیار شیرین است و روانی آن بحدی که یک ذرع مربع از زمین زیر خود را تر کند و زنبور بسیاری برای خوردن آن بر شاخ و نیز بر زمین گرد آیند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «بید بیدخشتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر