معنی واژه بیدوام
3 بازدید
[ دَ ] (ص مرکب) (از: بی +دوام) که پایندگی ندارد. ناپایدار. مقابل بادوام. بدون دوام. بی ثبات : باز در عواقب کارهای عالم تفکری کردم... تا روشن گشت که نعمتهای این جهانی چون روشنایی برق است بیدوام و ثبات. (کلیله و دمنه). در حسن بی نظیری در لطف بی نهایت در مهر بی ثباتی در عهد بیدوامی.سعدی. و رجوع به دوام شود.