معنی بیدعوی
6 بازدید
[ دَ وا ] (ص مرکب، ق مرکب) (از: بی +دعوی) بدون مرافعه. عاری از ادعا و درخواست. (ناظم الاطباء). و رجوع به دعوی شود.
کلمات همقافیه با «بیدعوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر