معنی بیدخل
6 بازدید
[ دَ ] (ص مرکب) (از: بی +دخل) بی درآمد. (ناظم الاطباء). بی عایدی. که دخل ندارد. که درآمد ندارد. || که دخل و تصرفی در امری ندارد. غیردخیل در کارها. رجوع به دخل شود.
کلمات همقافیه با «بیدخل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خل» برای سرودن شعر