معنی بیدار ماندن
5 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) بخواب نرفتن. نخفتن: اکراء؛ بیدار ماندن در بندگی خداوند جل شأنه. (منتهی الارب). تغار؛ بیدار ماندن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بیدار ماندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر