معنی بیدارخاطر
6 بازدید
[ طِ ] (ص مرکب) بیداردل. بیدارهوش. بیدارمغز. کنایه از عاقل و هوشیار. (آنندراج): بیدارخاطران که جهان آزموده اند ایمن بخوابگاه جهان کم غنوده اند. میرخسرو. و رجوع به بیداردل شود.
کلمات همقافیه با «بیدارخاطر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طر» برای سرودن شعر