معنی بیدادکشی
6 بازدید
[ کَ / کِ ] (حامص مرکب) تحمل ظلم. (یادداشت مؤلف): خواری خلل درونی آرد بیدادکشی زبونی آرد.نظامی.
کلمات همقافیه با «بیدادکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر