معنی بیخکن
5 بازدید
[ کَ ] (نف مرکب) ریشه کن. (فرهنگ فارسی معین): مرد را ظلم بیخ کن باشد عدل و دادش حصار تن باشد.اوحدی.
کلمات همقافیه با «بیخکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر