معنی بیحکم
5 بازدید
[ حُ ] (ص مرکب) بدون دستور و بدون فرمان. || بدون اجازه و بدون پروانگی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بیحکم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کم» برای سرودن شعر