معنی بیجادق
6 بازدید
[ دَ ] (معرب، اِ) مهره ای است. (مهذب الاسماء). سنگ سرخی است لونش به یاقوت نزدیک بود. (نزهةالقلوب). بیجاذق. معرب بیجاده. رجوع به بیجاده شود.
کلمات همقافیه با «بیجادق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دق» برای سرودن شعر